Saturday, June 27, 2009

اتاق چله نشینی شاه نعمت الله ولی - ماهان کرمان










Wednesday, June 24, 2009

یک روز بارانی و مه گرفته - ماسوله - کوه روبار








دل تنگی : فشار تنهایی ( ربطش ؟ )
تخیل : خبر رسیده که روزهای روشنی در راه هست . زودتر از آنچه فکرش را می کردیم ... هنوز باورم نمی شود. سوررئال است. باید منتظر ماند و دید.
خاطره : قهوه خانه ای در روستای شالما – سعید از زیر میز، هی پام رو ویشگون می گیره اما من همچنان برای روستاییها صحبت می کنم ...


Friday, June 19, 2009

وقتی کنتراست زندگی، ما را می بلعد








دل تنگی : ای گنج نوشدارو بر خستگان نظر کن/ مرحم بدست و ما را مجروح می گذاری/ عمری دگر بیاد بعد از وفات ما را/ کین عمر طی نمودیم اندر امیدواری

تخیل : شاید یه روزی، نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک، یه امیر کاستاریکا پیدا بشه و یه فیلم مثل "زیرزمین" یا "وقتی بابا رفته بود ماموریت" درباره ایران بسازه
خاطره : این روزها



Wednesday, June 3, 2009

آن بالاها