بقیه عکس ها رو در پست بعدی میذارم .
از اوایل تابستون سال قبل درگیر اجرای ایده ی پیمایش یا تراورس دامنه جنوبی قله درفک با ارتفاع 2700 متر در جنوب استان گیلان که بزرگ ترین دهانه ی آتشفشانی ایران رو داره، اون هم بصورت پیاده بودم .
متاسفانه تا این لحظه این اقدام عملی نشده اما روز شنبه تونستم این ایده رو با کمی تغییر و بسط به نواحی دیگه ی استان عملی کنم .
هفته قبل، دوستم سهیل خوشبین فر پیشنهاد یک روز کوهنوردی یا طبیعتگردی رو داد. بیشتر خاطرات مشترک ما مربوط به رصدهای شبانه در کوه و دشت می شه که الحق هم خاطرات شیرینی بودند .
از اوایل تابستون سال قبل درگیر اجرای ایده ی پیمایش یا تراورس دامنه جنوبی قله درفک با ارتفاع 2700 متر در جنوب استان گیلان که بزرگ ترین دهانه ی آتشفشانی ایران رو داره، اون هم بصورت پیاده بودم .
متاسفانه تا این لحظه این اقدام عملی نشده اما روز شنبه تونستم این ایده رو با کمی تغییر و بسط به نواحی دیگه ی استان عملی کنم .
هفته قبل، دوستم سهیل خوشبین فر پیشنهاد یک روز کوهنوردی یا طبیعتگردی رو داد. بیشتر خاطرات مشترک ما مربوط به رصدهای شبانه در کوه و دشت می شه که الحق هم خاطرات شیرینی بودند .

بعد از کمی فکر، این ایده رو پیشنهاد دادم :
حرکت با ماشین از رشت به رستم آباد و توتکابن، سی دشت، شاه شهیدان، دیلمان، اسپیلی، زیاز، منطقه اشکور، رحیم آباد و بازگشت به رشت . این یعنی بیش از دو برابر اون چیزی که قبلا مد نظرم بود. یعنی حرکت از جنوب گیلان ( نزدیک رودبار ) ، دور زدن قله درفک و ورود به منطقه دیلمان و به جای اینکه از سیاهکل و لاهیجان که مسیر روتین برای سفر به دیلمان هست پایین بریم به سمت اشکورات بریم و از شرقی ترین بخش های گیلان پایین بیایم، کاربزرگی که واقعا نمی دونم آیا قبل از این کسی در یک روز و بصورت پیوسته انجام داده یا نه ...
مسیرهای موجود و امکان گذر بر روی نقشه های مختلفی که داشتم و همچنین تصاویر ماهواره ای نه چندان با کیفیت گوگل رو بررسی کردم. تو اینترنت هم دنبال گزارش های احتمالی از گروه های دیگه برای بخش اول مسیر (تراورس درفک) گشتم و یه چیزایی پیدا کردم .
تمام تمرکزم روی مسیر توتکابن به شاه شهیدان بود. هر نقشه ای یک مسیر رو نشون می داد و این باعث سر در گمی ام شده بود ضمن اینکه پیش از این در مهر ماه سال قبل در برنامه صعود ناموفق(بخاطر وضعیت جوی) مشترک گروه های سپهر و تیلار به درفک بخشی از مسیر رو طی کرده بودم و اطلاعاتی هم از اون جا داشتم. در منطقه دیلمان هم با توجه به اینکه قبلا اونجا کار اجرایی انجام داده بودم و غیر از اون بصورت خانوادگی هم چند باری رفته بودم آشنایی نسبی با روستاهای منطقه داشتم . اما از منطقه اشکور هیچ شناختی نداشتم .
با توجه به اینکه می خواستم مسیر بکر و زیبایی رو پیمایش کنیم، سرانجام این مسیر رو انتخاب کردم :
رشت – توتکابن – روستای سندس – روستای چله ور – روستای دشتویل روستای دفراز – روستای پلنگ دره – روستای رشی – روستای سی دشت – روستای امامزاده نورالعرش – ناوه – سیاه دشت بن – روستای گلنکش – روستای امامزاده شاه شهیدان - روستای آسیابر – دیلمان – اسپیلی – توقف در اسپیلی برای نهار در رستورانی که از قبل می شناختیم – ادامه مسیر تا زیاز و عبور از کلی روستای دیگه و نهایتا رحیم آباد - رودسر و بازگشت به رشت .
بخشی از مسیر، جاده خاکی بود . در مورد اینکه آیا خودروی سمند دوستم می تونه تمام مسیر خاکی نورالعرش رو تا گلنگش و شاه شهیدان ادامه بده مطمئن نبودم و در صورت لزوم باید برمی گشتیم و از مسیر آسفالتی به سمت گلنکش که بکر بودن و نزدیکی به درفک رو نداشت، استفاده می کردیم .
قرار ما درآخرین ساعات جمعه برای صبح روز شنبه 8 فروردین 88 قطعی شد و یک مهمونی بزرگ رو بخاطر این برنامه بی خیال شدم و کلی به شکمم صابون زده بودم که یهو نیمه شب دوستم خبر داد که مشکلی براش پیش اومده برنامه رو برای یکشنبه بذاریم . یکشنبه ای که با توجه به پیش بینی سایت های هواشناسی، هوای استان ابری یا بارانی می شد . هیچی دیگه، ضد حال رو خوردم .
اما ساعت 8:20 صبح شنبه، زنگ گوشی ام به صدا دراومده . از خواب بیدار شدم و گوشی ورداشتم . دوستم بود. برنامه اومد سر جاش ، البته با کمی تاخیر . قرار شد ساعت 9:30 صبح بیاد دنبالم .
و این طور شد که عملی کردن تمام حرف ها و نقشه هامون رو آغاز کردیم .
GPS، نقشه ها ، متن خلاصه مسیری که باید طی کنیم شامل کیلومتراژها و روستاها، دوربین عکاسی، سه پایه، دوربین دو چشمی، ترقه برای دور کردن سگ ها و بقیه وسایلی که لازم می شد رو بار کوله هامون کردیم .
ساعت حول و حوش 9:45 در هوایی آفتابی و گرم از رشت حرکت کردیم ، ساعت 10:26 دقیقه به شهر توتکابن در مجاورت رستم آباد و به فاصله تقریبی 50 کیلومتری رشت رسیدیم. در اینجا کیلومتر ماشین رو یادداشت کردیم . می خواستیم گزارش دقیقی از مختصات تمام نقاط کلیدی و کیلومتراژ اون ها از ابتدای مسیر تهیه کنیم تا هم خودمون بعدا استفاده کنیم و هم با قرار دادنش بر روی اینترنت افراد و گروه های دیگه رو در اون شریک کنیم. کل مسیر رو هم گذاشتم GPS ترکینگ و ترسیم کنه . مختصات هر محل رو به ترتیب ایکس ، وای و ارتفاع در سیستم مختصات ( یو تی ام ) در کنارش ذکر کردم .
( X,Y,H ) عدد 6 رقمی X، عدد 7 رقمی Y و عدد3 یا 4 رقمی مربوط به ارتفاع هر نقطه هست . ( متاسفانه بلاگر فرمت مختصاتی که نوشتم رو برعکس کرده یعنی بجای اینکه X در سمت چپ توی پرانتز باشه به سمت راست اومده و ارتفاع هم اومده سمت چپ ! )
در ساعت 10:41 به روستای دشتویل در کیلومتراژ 10 از مبدا ( ابتدای توتکابن ) رسیدیم . ( 175،4084000،368563 )
جاده ی آسفالته باریک و پر پیچ و خم کوهستانی باعث شد سرعت حرکتمون کم باشه .
طبیعت منطقه عجیب سرسبز و دلنشین بود. حیف که از این پتانسیل های توریستی ارزشمند استفاده ای نمیشه و مدیران ما به جای استفاده از این پتانسیل های ارزشمند به دنبال تاسیس مجتمع پتروشیمی و کارخانه سیمان و امثالهم در این طبیعت بکر هستند.

در ساعت 10:44 و در کیلومتراژ 12 به دور راهی می رسیم . مسیر سمت راست با عبور از روی یک پل به سمت چهارمحل، بره سر، داماش، جیرنده، کلیشم و انبوده می ره .
برای رفتن به سمت روستای دفراز از جاده ی سمت چپ به سمت بالا می ریم . ( 322،4078520،375572 )
در ساعت 10:55 و در کیلومتراژ 15 به روستای دفراز می رسیم . ( در بین راه چند دقیقه ای توقف کرده بودیم. )
در ساعت 11:22 و در کیلومتراژ 26 به روستای سی دشت می رسیم . (1034،4078516،382415 )
( در بین راه چند دقیقه ای توقف کرده بودیم. )
طبق یکی از گزارش هایی که در اینترنت پیدا کرده بودم و بنظر مستند و دقیق میومد، 8 کیلومتر بعد از سی دشت به یک دوراهی می رسیدیم که مسیر سمت چپ که خاکی بود به نورالعرش و مسیر آسفالته سمت راست به گلنگش می رفت که من 6 ماه قبل مسیر اول رو تا بخشی رفته بودم که متاسفانه اون موقع به مسیر دقت چندانی نکرده بودم .
اما در حدود یک کیلومتر بعد از سی دشت به یک دوراهی مشابه این توصیفات برخوردیم اما با توجه به چیزی که در گزارش خونده بودم و نقشه هایی هر کدوم یک راه رو نشون می دادن و بخشی هم عدم دقت کافی خودم و شاید بیش از حد کوچیک و غیر اصلی نمایوندن راه خاکی راه سمت راست رو رفتیم . از همون ابتدا مشکوک شدم؛ بعد از چند کیلومتر با بررسی مسیری که در GPS ثبت شده بود و مسیری که از تصویر ماهواره ای غیر دقیق در ذهن داشتم و نقشه های دیگه به این نتیجه رسیدم که داریم مسیر راست رو می ریم و مسیر سمت چپ همون خاکی اول بود و احتمالا در اون گزارش کیلومتراژ اشتباه درج شده بود . به دوستم که پشت فرمون بود قطعی بودن حدسم رو گفتم اما به توجه به اینکه هر دو مسیر به گلنگش ختم می شد توافق کردیم که از مسیر آسفالت بریم. ( بهرحال من اون مسیر سمت چپ رو پیاده یا سواره خواهم رفت ! :D )
در ادامه در ساعت 12:09 و در کیلومتراژ 38 به روستای گردویشه رسیدیم . ( 1259،4073827،385115 )
( در بین راه چند دقیقه ای توقف کرده بودیم. )
در ساعت 12:18 و در کیلومتراژ 41 به روستای سی بن رسیدیم . ( 1480،4075207،387430 )
در این مسیر محو زیبایی های طبیعت منطقه شدیم . رنگ سبزی که بر دامن طبیعت منطقه نشسته بسیار عجیب و رویایی بود . انگار که با فتوشاپ دستکاری رنگ ها رو دستکاری کرده بودن . زیبایی دشت سر سبز در سمت جنوب منطقه یعنی اطراف چهارمحل، بره سر و ... هوش از سرمون پرونده بود. منظره ای که عاجز از ثبت تمام زیبایی اون با دوربین عکاسی بودم . در ارتفاعات بالا هم رگه هایی از برف به چشم می خورد که تداعی کننده فضای آلپ بود.
دوست داشتم پای پیاده تو دشت سر سبز روبروم یعنی دور و بر روستاهای بره سر و چهار محل می گشتم. فوق العاده زیبا بود .
در ادامه مسیر در ساعت 12:28 و در کیلومتراژ 43 سرانجام به روستای گلنگش می رسیم . ( 1604،4076082،389501 )
از اینجا به بعد مسیر خاکی هست . در ادمه مسیر در جایی برای عکاسی و نوشیدن چای توقف می کنیم که به پیرمردی که در حال انتقال هیزم با قاطر بود برمی خوریم. از پیرمرد درباره ادامه مسیر تا شاه شهیدان، چند راهی های احتمالی و اینکه آیا خودروی ما توان پیمودن مسیر رو داره می پرسم. می گه مسیر رو ادامه بدیم تا به یک دو راهی برسیم . مسیر روبرو به سیاهدشت بن می ره و از اونجا به روستای چیچال و روستای اربناب بالا که از اونجا می شه به قله درفک رفت . البته از سیاه دشت بن به سمت همون دو راهی کذایی بعد از سی دشت هم میشه رفت.
(تجربه خوابیدن بیرون از چادر و در کنار سگ های گله و خیس شدن در ساعت 3 صبح بر اثر بارون سیل آسا در اربناب بالا هم خاطره ای بود برای خودش، اون هم در حالی که حدود 96 نفر توی چادر خوابیده بودن و من و سه همراهم بیرون از چادر خالی مون خوابیدیم ! :D )
ناگهان نظر پیرمرد عوض شد و گفت که از پایین تر که یک دو راهی بود هم راه هست و برگردیم از اون مسیر بریم. هر چی ازش پرسیدم چرا و این مسیر چه عیبی داره جواب نداد و فقط هی می گفت برگردین و رفت . حتی دو تا ماشین که تازه داشتن به ما می رسیدن و ازش آدرس پرسیدن رو به همون مسیر برگردوند. اما با توجه به راهنمایی های اولش و با توجه به اینکه ما کله خرابیم، حرفش رو گوش نکردیم و مسیر رو ادامه دادیم !
جالبه، همیشه تو این جور برنامه ها سر بزنگاه یه نفر پیدا می شه و نشونی ادامه یا اصلاح مسیر رو بهم می ده ! اگه پیرمرد نبود شاید بجای رفتن تو مسیر شاه شهیدان از سیاه دشت بن سر درمیاوردیم !
در ادمه مسیر خاکی در ساعت 12:56 و در کیلومتراژ 47 به دوراهی می رسیم . مسیر مستقیم به سیاه دشت بن و مسیر سمت راست به شاه شهیدان میره . خاک مسیر سمت راست نرمه اما بدون مشکلی خاصی برای عبور ماشین هست .
( 1683،4076803،388413 )
در این دو راهی به منظره زیبایی برخوردیم. بر اثر آب شدن برف ها یک دریاچه بسیار کوچک و بسیار زیبا به رنگ آبی تشکیل شده که میون تپه های سبز زیبایی خاصی آفریده و مارو مسحور خودش کرده بود .
در ساعت 1:56 به روستای شاه شهیدان می رسیم و برای اولین بار از کنار جاده، امامزاده ی معروف شاه شهیدان رو می بینیم . هر سال در ایام محرم در این محل مراسم معروفی بنام علم واچینی انجام می شه که جمعیتی بسیار عظیم برای این مراسم به این محل میان . در ضمن اینجا شروع حرکت بسیاری از کوهنوردها برای فتح قله درفک هم هست . باد شدیدی در حال وزیدین بود و لکه های بسیار کوچکی از برف یخ زده در دشت سرسبز سمت راستمان دیده می شد. ( 1886،4080267،390953 )
مختصات بالا مربوط به جاده ای هست که از فاصله تقریبی 500 متری امامزاده می گذره .
در اینجا می تونیم قله ی 3720 متری پوشیده از برف سماموس در مرز گیلان و مازندران رو ببینیم . 3 سال پیش این قله رو با گروه ناتشکوه فتح کرده بودم .
مسیر رو ادامه می دیم تا در ساعت 1:25 و در کیلومتراژ تقریبی 60، روستای آسیابر رو رد می کنیم .
( 1581،4080438،395082 )
بعد از روستای آسیابر جاده آسفالت شروع می شه . ( 1553،4080464،396597 )
در مختصات (1351،4080352،402537 ) به یک دو راهی می رسیم. از سمت چپ میریم .
در ساعت 2:40 و در کیلومتراژ 71، سرانجام به دیلمان می رسیم . کمی جلوتر به اسپیلی می رسیم . به پلوکبابی پدر و پسران می ریم و هر کدوم دو پرس چلوکباب با کره و ماست محلی بسیار خوشمزه می خوریم !
(1567،4084382،403195 )
بعد از خوردن چای، بخش دوم مسیر رو شروع می کنیم .
ساعت 3:45 از اسپیلی حرکت می کنیم. مسیر آسفالته هست . این منطقه تماما دشت هست. بدون هیچ جنگلی . تپه ماهورهایی پر از مزرعه که در فصل تابستان بخاطر رنگ بندی های متونعش حالت چهل تکه پیدا می کنه .
در ساعت 3:57 و در کیلومتراژ 78 به روستای لیه می رسیم . (Liyeh) (1460،4083260،406460 )
در ساعت 4 و در کیلومتراژ 81 به روستای میکال می رسیم . (1477،4081024،408441 )
در ساعت 4:04 و در کیلومتراژ 84 به روستای گولک می رسیم . (1367،4080666،410851 )
از کنار تاسیسات در حال ساخت سیمان سبز شمال عبور می کنیم. با راه اندازی این مجتمع صنعتی،احتمالا محیط زیست منطقه با دچار مشکل میشه . (1292،4079639،412433 )
در ساعت 4:12 و در کیلومتراژ 88 به یک سه راهی می رسیم . (1102،4078181،413303 )
از راه وسط حرکت می کنیم (در کنار رودخانه) . مسیر خاکی هست . پوشش گیاهی کم شده و هیچ شباهتی به گیلان سرسبزی که می شناسیم نداره.
اگر اشتباه نکرده باشم گذران زندگی مردم در این مناطق بیشتر از طریق زراعت شامل گندم و باغات فندق و همچنین دامداری هست.
منطقه دیلمان جزو مناطق محروم استان به حساب میاد که دلیل اصلیش دور بودن و بکر بودنش هست . تا چند سال قبل بعضی از روستاهای دورافتاده ی این منطقه تنها یک ساعت در روز آب داشتن و اکثر روستاها با مشکل مخابراتی روبرو بودن . الان نمی دونم وضعیت به چه شکله .
در ساعت 4:37 و در کیلومتراژ 92 به یک دو راهی می رسیم . مسیر سمت راست با عبور از یک پل بتنی که بر روی رودخانه ساخته شده به روستای موسی کلایه می رسه و مسیر سمت چپ به سمت روستای ملکوت می ره . از مسیر سمت چپ حرکت می کنیم . مسیر تغییر ارتفاع به سمت بالا داره . تیر ماه 84 این مسیر رو برای رفتن به محل انجام یک پروژه آبیاری تحت فشار در روستای مربو طی کرده بودم. (1036،4077698،416337 )
در ساعت 5:15 و در کیلومتراژ 98 به روستای ملکوت می رسیم . در این روستا مدرسه ای شبانه روزی قرار داره . فکر کنم در مقطع راهنمایی هست. دانش آموزان منطقه دیلمان برای ادامه تحصیل در مقاطع قبل از دانشگاه با سختی های مختلفی درگیر هستن .
(1420،4080044،416947 )
در ابتدای روستای ملکوت یک دو راهی هست که راه سمت چپ به روستای لرود، روستای مربو که سابقه کار و اقامت در اون رو برای چند روز دارم. (همونم برا 7 پشتم کافی بود ! ) و روستای شیعه و نهایتا دیلمان و همچنین روستاهای کلامرود، گورج و موسی کلایه ختم می شه و راه سمت راست به سمت حوزه اشکورات و رحیم آباد می ره. از سمت راست میریم .
بعد از روستای ملکوت و در کیلومتر تقریبی 101 به به یک دو راهی می رسیم. در اینجا باید به سمت چپ رفت . کمی جلوتر دو راهی دیگری قرار داره که از سمت راست می ریم. مسیر سمت چپ رو فکر می کنم به سمت روستای امام می ره .
در ساعت 5:45 و در کیلومتراژ 103 به روستای سیاه کلک می رسیم . (1474،4080684،419611 )
در کیلومتراژ تقریبی 110 ، جاده آسفالته شروع می شه که باعث افزایش چشمگیر در سرعت حرکت ما میشه .
(1359،4081532،423385 )
کمی جلوتر برای استفاده از طبیعت، صرف چای و عکاسی از خودمون در کنار دشتی سر سبز توقف می کنیم .
در ادامه از کنار روستاهای شوک ( Shevek )، آغوزبن کندسر و دیورود عبور می کنیم .
در کیلومتراژ 130 و پس از کاهش قابل ملاحظه ارتفاع به زیاز و گرمابدشت می رسیم. در اینجا در ساعت 7 پل توانا رو رد می کنیم. (455،4080606،430939 )
تا رحیم آباد 25 کیلومتر باقی مونده . از نزدیکی روستای سجیران عبور می کنیم. یادمه که 4 سال پیش در بارون و مه با گروه ناتشکوه به ارتفاعات این منطقه صعود کرده بودیم . یادش بخیر. کلی از فامیل ها تو اون برنامه بودن. پدرم، شوهر دختر عمم، پسرهای خوبش و سه تا از برادرای زن عموم که البته یکیشون رییس گروه بود. شش هفت ساعتی بالا رفتیم بعد یه جا وسط جنگل انبوه در هوای مه و بارون اتراق کردیم .
در ادامه مسیر از کنار سفید آب گذشتیم که آب سرد و سفید آبشارش باعث جمع شدن مسافرهای زیادی شده . کم کم وارد مه می شیم .
سرانجام به رحیم آباد می رسیم . در اینجا خبری از مه نیست. حالا آسمون بالای سرمون ابری هست .
از اینجا به پیشنهاد من برای اینکه در شلوغی جاده ی اصلی استان از رودسر به رشت گیر نیفتیم به سمت املش می ریم و از اون جا به سمت اطاقور و جاده زیبای کومله تا از لنگروه در بیاییم و بعد بریم لاهیجان و نهایتا رشت . هوا دیگه تاریک شده بود. به اطاقور که می رسیم یهو یه تابلوی لاهیجان می بینیم که مال جاده ای کوچیک در سمت چپمون هست . به پیشنهاد سهیل از این مسیر می ریم که مستقیم از لاهیجان دربیاییم . من هم که پایه این جورها کارها هستم نتیجه اینکه می زنیم تو مسیر فوق الذکر. عبور از راه آسفالته خیلی باریک و تاریک و بدون هیچ چراغی میون جنگل و بعضی اوقات خونه های کشاورزی و زمین های زراعی که خیلی هم خلوت بود خیلی حال داد و سرانجام کار هم معلومه چی شد، از لاهیجان سر در آوردیم و از اونجا هم افتادیم تو جاده اصلی و خودمون رو به رشت رسوندیم. حول و حوش نه و نیم شب به رشت می رسیم و برای اولین بار از روگذر تازه تاسیس جانبازان که با کلی اما و اگر تمومش کردن می گذرم .
تمام شد. یه تجربه ی دیگه هم به پایان خودش رسید و رفت تو کوله ام .
دارم به برنامه ی بعدی فکر می کنم . هه هه ، چی خیال کردین، من که آروم نمیشینم .
برنامه امروز خیلی جالب بود اما خب پیاده روی با حرکت با ماشین خیلی فرق می کنم. وقتی پیاده هستم فرصت بیشتری برای ارتباط با محیط دارم و مزه اش یه چیز دیگه هست . این برنامه بیشتر حالت شناسایی داشت .
از سهیل خوشبین فر عزیز تشکر ویژه ای دارم که علاوه بر اینکه یک همسفر خوب بود، 10 ساعت تمام پشت فرمون در جاده های کوهستانی سخت و سنگلاخ، خستگی ناپذیر رانندگی کرد، بدون حضور و تلاشش این برنامه عملی نمی شد .
امیدوارم بتونم یه زمانی مسیر سی دشت یه نورالعرش و نهایتا شاه شهیدان و دیلمان رو دو روزه با پای پیاده طی کنم .
مهم ترین خطر این مسیر وجود سگ های نگهبان خونه ها و گله ها هست که بنظرم بیش از حیوانات و هر خطر دیگه ای که فکرش رو کنین می تونن مشکل ساز بشن . اون هم سگ های درنده منطقه رستم آباد ... وای، مادر جان !
در ضمن فایل GPS مسیر طی شده رو دارم و کسانی که می خوانش بهم بگن تا براشون بفرستم . متاسفانه بخش اعظم مسیر طی شده در نقشه فعلی GPS ها وجود نداره . جالبه بدونید می شه این مسیر رو در گوگل ارث بصورت سه بعدی مشاهده کرد .
شکل کلی مسیر طی شده از توتکابن تا گرمابدشت که بر روی تصویر ماهواره ای منطقه قرار دادم می تونین در تصویر زیر ببینین.
برای رفتن به سمت روستای دفراز از جاده ی سمت چپ به سمت بالا می ریم . ( 322،4078520،375572 )
در ساعت 10:55 و در کیلومتراژ 15 به روستای دفراز می رسیم . ( در بین راه چند دقیقه ای توقف کرده بودیم. )
در ساعت 11:22 و در کیلومتراژ 26 به روستای سی دشت می رسیم . (1034،4078516،382415 )
( در بین راه چند دقیقه ای توقف کرده بودیم. )
طبق یکی از گزارش هایی که در اینترنت پیدا کرده بودم و بنظر مستند و دقیق میومد، 8 کیلومتر بعد از سی دشت به یک دوراهی می رسیدیم که مسیر سمت چپ که خاکی بود به نورالعرش و مسیر آسفالته سمت راست به گلنگش می رفت که من 6 ماه قبل مسیر اول رو تا بخشی رفته بودم که متاسفانه اون موقع به مسیر دقت چندانی نکرده بودم .
اما در حدود یک کیلومتر بعد از سی دشت به یک دوراهی مشابه این توصیفات برخوردیم اما با توجه به چیزی که در گزارش خونده بودم و نقشه هایی هر کدوم یک راه رو نشون می دادن و بخشی هم عدم دقت کافی خودم و شاید بیش از حد کوچیک و غیر اصلی نمایوندن راه خاکی راه سمت راست رو رفتیم . از همون ابتدا مشکوک شدم؛ بعد از چند کیلومتر با بررسی مسیری که در GPS ثبت شده بود و مسیری که از تصویر ماهواره ای غیر دقیق در ذهن داشتم و نقشه های دیگه به این نتیجه رسیدم که داریم مسیر راست رو می ریم و مسیر سمت چپ همون خاکی اول بود و احتمالا در اون گزارش کیلومتراژ اشتباه درج شده بود . به دوستم که پشت فرمون بود قطعی بودن حدسم رو گفتم اما به توجه به اینکه هر دو مسیر به گلنگش ختم می شد توافق کردیم که از مسیر آسفالت بریم. ( بهرحال من اون مسیر سمت چپ رو پیاده یا سواره خواهم رفت ! :D )
در ادامه در ساعت 12:09 و در کیلومتراژ 38 به روستای گردویشه رسیدیم . ( 1259،4073827،385115 )
( در بین راه چند دقیقه ای توقف کرده بودیم. )
در ساعت 12:18 و در کیلومتراژ 41 به روستای سی بن رسیدیم . ( 1480،4075207،387430 )
در این مسیر محو زیبایی های طبیعت منطقه شدیم . رنگ سبزی که بر دامن طبیعت منطقه نشسته بسیار عجیب و رویایی بود . انگار که با فتوشاپ دستکاری رنگ ها رو دستکاری کرده بودن . زیبایی دشت سر سبز در سمت جنوب منطقه یعنی اطراف چهارمحل، بره سر و ... هوش از سرمون پرونده بود. منظره ای که عاجز از ثبت تمام زیبایی اون با دوربین عکاسی بودم . در ارتفاعات بالا هم رگه هایی از برف به چشم می خورد که تداعی کننده فضای آلپ بود.
دوست داشتم پای پیاده تو دشت سر سبز روبروم یعنی دور و بر روستاهای بره سر و چهار محل می گشتم. فوق العاده زیبا بود .
در ادامه مسیر در ساعت 12:28 و در کیلومتراژ 43 سرانجام به روستای گلنگش می رسیم . ( 1604،4076082،389501 )
از اینجا به بعد مسیر خاکی هست . در ادمه مسیر در جایی برای عکاسی و نوشیدن چای توقف می کنیم که به پیرمردی که در حال انتقال هیزم با قاطر بود برمی خوریم. از پیرمرد درباره ادامه مسیر تا شاه شهیدان، چند راهی های احتمالی و اینکه آیا خودروی ما توان پیمودن مسیر رو داره می پرسم. می گه مسیر رو ادامه بدیم تا به یک دو راهی برسیم . مسیر روبرو به سیاهدشت بن می ره و از اونجا به روستای چیچال و روستای اربناب بالا که از اونجا می شه به قله درفک رفت . البته از سیاه دشت بن به سمت همون دو راهی کذایی بعد از سی دشت هم میشه رفت.
(تجربه خوابیدن بیرون از چادر و در کنار سگ های گله و خیس شدن در ساعت 3 صبح بر اثر بارون سیل آسا در اربناب بالا هم خاطره ای بود برای خودش، اون هم در حالی که حدود 96 نفر توی چادر خوابیده بودن و من و سه همراهم بیرون از چادر خالی مون خوابیدیم ! :D )
ناگهان نظر پیرمرد عوض شد و گفت که از پایین تر که یک دو راهی بود هم راه هست و برگردیم از اون مسیر بریم. هر چی ازش پرسیدم چرا و این مسیر چه عیبی داره جواب نداد و فقط هی می گفت برگردین و رفت . حتی دو تا ماشین که تازه داشتن به ما می رسیدن و ازش آدرس پرسیدن رو به همون مسیر برگردوند. اما با توجه به راهنمایی های اولش و با توجه به اینکه ما کله خرابیم، حرفش رو گوش نکردیم و مسیر رو ادامه دادیم !
جالبه، همیشه تو این جور برنامه ها سر بزنگاه یه نفر پیدا می شه و نشونی ادامه یا اصلاح مسیر رو بهم می ده ! اگه پیرمرد نبود شاید بجای رفتن تو مسیر شاه شهیدان از سیاه دشت بن سر درمیاوردیم !
در ادمه مسیر خاکی در ساعت 12:56 و در کیلومتراژ 47 به دوراهی می رسیم . مسیر مستقیم به سیاه دشت بن و مسیر سمت راست به شاه شهیدان میره . خاک مسیر سمت راست نرمه اما بدون مشکلی خاصی برای عبور ماشین هست .
( 1683،4076803،388413 )
در این دو راهی به منظره زیبایی برخوردیم. بر اثر آب شدن برف ها یک دریاچه بسیار کوچک و بسیار زیبا به رنگ آبی تشکیل شده که میون تپه های سبز زیبایی خاصی آفریده و مارو مسحور خودش کرده بود .
در ساعت 1:56 به روستای شاه شهیدان می رسیم و برای اولین بار از کنار جاده، امامزاده ی معروف شاه شهیدان رو می بینیم . هر سال در ایام محرم در این محل مراسم معروفی بنام علم واچینی انجام می شه که جمعیتی بسیار عظیم برای این مراسم به این محل میان . در ضمن اینجا شروع حرکت بسیاری از کوهنوردها برای فتح قله درفک هم هست . باد شدیدی در حال وزیدین بود و لکه های بسیار کوچکی از برف یخ زده در دشت سرسبز سمت راستمان دیده می شد. ( 1886،4080267،390953 )
مختصات بالا مربوط به جاده ای هست که از فاصله تقریبی 500 متری امامزاده می گذره .
در اینجا می تونیم قله ی 3720 متری پوشیده از برف سماموس در مرز گیلان و مازندران رو ببینیم . 3 سال پیش این قله رو با گروه ناتشکوه فتح کرده بودم .
مسیر رو ادامه می دیم تا در ساعت 1:25 و در کیلومتراژ تقریبی 60، روستای آسیابر رو رد می کنیم .
( 1581،4080438،395082 )
بعد از روستای آسیابر جاده آسفالت شروع می شه . ( 1553،4080464،396597 )
در مختصات (1351،4080352،402537 ) به یک دو راهی می رسیم. از سمت چپ میریم .
در ساعت 2:40 و در کیلومتراژ 71، سرانجام به دیلمان می رسیم . کمی جلوتر به اسپیلی می رسیم . به پلوکبابی پدر و پسران می ریم و هر کدوم دو پرس چلوکباب با کره و ماست محلی بسیار خوشمزه می خوریم !
(1567،4084382،403195 )
بعد از خوردن چای، بخش دوم مسیر رو شروع می کنیم .
ساعت 3:45 از اسپیلی حرکت می کنیم. مسیر آسفالته هست . این منطقه تماما دشت هست. بدون هیچ جنگلی . تپه ماهورهایی پر از مزرعه که در فصل تابستان بخاطر رنگ بندی های متونعش حالت چهل تکه پیدا می کنه .
در ساعت 3:57 و در کیلومتراژ 78 به روستای لیه می رسیم . (Liyeh) (1460،4083260،406460 )
در ساعت 4 و در کیلومتراژ 81 به روستای میکال می رسیم . (1477،4081024،408441 )
در ساعت 4:04 و در کیلومتراژ 84 به روستای گولک می رسیم . (1367،4080666،410851 )
از کنار تاسیسات در حال ساخت سیمان سبز شمال عبور می کنیم. با راه اندازی این مجتمع صنعتی،احتمالا محیط زیست منطقه با دچار مشکل میشه . (1292،4079639،412433 )
در ساعت 4:12 و در کیلومتراژ 88 به یک سه راهی می رسیم . (1102،4078181،413303 )
از راه وسط حرکت می کنیم (در کنار رودخانه) . مسیر خاکی هست . پوشش گیاهی کم شده و هیچ شباهتی به گیلان سرسبزی که می شناسیم نداره.
اگر اشتباه نکرده باشم گذران زندگی مردم در این مناطق بیشتر از طریق زراعت شامل گندم و باغات فندق و همچنین دامداری هست.
منطقه دیلمان جزو مناطق محروم استان به حساب میاد که دلیل اصلیش دور بودن و بکر بودنش هست . تا چند سال قبل بعضی از روستاهای دورافتاده ی این منطقه تنها یک ساعت در روز آب داشتن و اکثر روستاها با مشکل مخابراتی روبرو بودن . الان نمی دونم وضعیت به چه شکله .
در ساعت 4:37 و در کیلومتراژ 92 به یک دو راهی می رسیم . مسیر سمت راست با عبور از یک پل بتنی که بر روی رودخانه ساخته شده به روستای موسی کلایه می رسه و مسیر سمت چپ به سمت روستای ملکوت می ره . از مسیر سمت چپ حرکت می کنیم . مسیر تغییر ارتفاع به سمت بالا داره . تیر ماه 84 این مسیر رو برای رفتن به محل انجام یک پروژه آبیاری تحت فشار در روستای مربو طی کرده بودم. (1036،4077698،416337 )
در ساعت 5:15 و در کیلومتراژ 98 به روستای ملکوت می رسیم . در این روستا مدرسه ای شبانه روزی قرار داره . فکر کنم در مقطع راهنمایی هست. دانش آموزان منطقه دیلمان برای ادامه تحصیل در مقاطع قبل از دانشگاه با سختی های مختلفی درگیر هستن .
(1420،4080044،416947 )
در ابتدای روستای ملکوت یک دو راهی هست که راه سمت چپ به روستای لرود، روستای مربو که سابقه کار و اقامت در اون رو برای چند روز دارم. (همونم برا 7 پشتم کافی بود ! ) و روستای شیعه و نهایتا دیلمان و همچنین روستاهای کلامرود، گورج و موسی کلایه ختم می شه و راه سمت راست به سمت حوزه اشکورات و رحیم آباد می ره. از سمت راست میریم .
بعد از روستای ملکوت و در کیلومتر تقریبی 101 به به یک دو راهی می رسیم. در اینجا باید به سمت چپ رفت . کمی جلوتر دو راهی دیگری قرار داره که از سمت راست می ریم. مسیر سمت چپ رو فکر می کنم به سمت روستای امام می ره .
در ساعت 5:45 و در کیلومتراژ 103 به روستای سیاه کلک می رسیم . (1474،4080684،419611 )
در کیلومتراژ تقریبی 110 ، جاده آسفالته شروع می شه که باعث افزایش چشمگیر در سرعت حرکت ما میشه .
(1359،4081532،423385 )
کمی جلوتر برای استفاده از طبیعت، صرف چای و عکاسی از خودمون در کنار دشتی سر سبز توقف می کنیم .
در ادامه از کنار روستاهای شوک ( Shevek )، آغوزبن کندسر و دیورود عبور می کنیم .
در کیلومتراژ 130 و پس از کاهش قابل ملاحظه ارتفاع به زیاز و گرمابدشت می رسیم. در اینجا در ساعت 7 پل توانا رو رد می کنیم. (455،4080606،430939 )
تا رحیم آباد 25 کیلومتر باقی مونده . از نزدیکی روستای سجیران عبور می کنیم. یادمه که 4 سال پیش در بارون و مه با گروه ناتشکوه به ارتفاعات این منطقه صعود کرده بودیم . یادش بخیر. کلی از فامیل ها تو اون برنامه بودن. پدرم، شوهر دختر عمم، پسرهای خوبش و سه تا از برادرای زن عموم که البته یکیشون رییس گروه بود. شش هفت ساعتی بالا رفتیم بعد یه جا وسط جنگل انبوه در هوای مه و بارون اتراق کردیم .
در ادامه مسیر از کنار سفید آب گذشتیم که آب سرد و سفید آبشارش باعث جمع شدن مسافرهای زیادی شده . کم کم وارد مه می شیم .
سرانجام به رحیم آباد می رسیم . در اینجا خبری از مه نیست. حالا آسمون بالای سرمون ابری هست .
از اینجا به پیشنهاد من برای اینکه در شلوغی جاده ی اصلی استان از رودسر به رشت گیر نیفتیم به سمت املش می ریم و از اون جا به سمت اطاقور و جاده زیبای کومله تا از لنگروه در بیاییم و بعد بریم لاهیجان و نهایتا رشت . هوا دیگه تاریک شده بود. به اطاقور که می رسیم یهو یه تابلوی لاهیجان می بینیم که مال جاده ای کوچیک در سمت چپمون هست . به پیشنهاد سهیل از این مسیر می ریم که مستقیم از لاهیجان دربیاییم . من هم که پایه این جورها کارها هستم نتیجه اینکه می زنیم تو مسیر فوق الذکر. عبور از راه آسفالته خیلی باریک و تاریک و بدون هیچ چراغی میون جنگل و بعضی اوقات خونه های کشاورزی و زمین های زراعی که خیلی هم خلوت بود خیلی حال داد و سرانجام کار هم معلومه چی شد، از لاهیجان سر در آوردیم و از اونجا هم افتادیم تو جاده اصلی و خودمون رو به رشت رسوندیم. حول و حوش نه و نیم شب به رشت می رسیم و برای اولین بار از روگذر تازه تاسیس جانبازان که با کلی اما و اگر تمومش کردن می گذرم .
تمام شد. یه تجربه ی دیگه هم به پایان خودش رسید و رفت تو کوله ام .
دارم به برنامه ی بعدی فکر می کنم . هه هه ، چی خیال کردین، من که آروم نمیشینم .
برنامه امروز خیلی جالب بود اما خب پیاده روی با حرکت با ماشین خیلی فرق می کنم. وقتی پیاده هستم فرصت بیشتری برای ارتباط با محیط دارم و مزه اش یه چیز دیگه هست . این برنامه بیشتر حالت شناسایی داشت .
از سهیل خوشبین فر عزیز تشکر ویژه ای دارم که علاوه بر اینکه یک همسفر خوب بود، 10 ساعت تمام پشت فرمون در جاده های کوهستانی سخت و سنگلاخ، خستگی ناپذیر رانندگی کرد، بدون حضور و تلاشش این برنامه عملی نمی شد .
امیدوارم بتونم یه زمانی مسیر سی دشت یه نورالعرش و نهایتا شاه شهیدان و دیلمان رو دو روزه با پای پیاده طی کنم .
مهم ترین خطر این مسیر وجود سگ های نگهبان خونه ها و گله ها هست که بنظرم بیش از حیوانات و هر خطر دیگه ای که فکرش رو کنین می تونن مشکل ساز بشن . اون هم سگ های درنده منطقه رستم آباد ... وای، مادر جان !
در ضمن فایل GPS مسیر طی شده رو دارم و کسانی که می خوانش بهم بگن تا براشون بفرستم . متاسفانه بخش اعظم مسیر طی شده در نقشه فعلی GPS ها وجود نداره . جالبه بدونید می شه این مسیر رو در گوگل ارث بصورت سه بعدی مشاهده کرد .
شکل کلی مسیر طی شده از توتکابن تا گرمابدشت که بر روی تصویر ماهواره ای منطقه قرار دادم می تونین در تصویر زیر ببینین.

این هم از گزارش نویسی به سبک مازیار !
پی نوشت : عجیب نیاز به یک سفر طولانی دارم .
ایام به کام


5 comments:
گزارش لحظه به لحظه و دقیق و جالبی بود
www.FarshadPix.com
aali bod aali!!
man khodam siahkali hastam vali ta hala hamchin saadati nasibam nashode.mishe etelaate safaro baram befresti.
damet garm
دوست عزیز لطفا فایل مسیر را برای من بفرست.
kjalilehvand@yahoo.com
سلام
خيلي عالي بود و زحمت كشيدي
براي من كه اين كار را ميخواهم انجام
بدهم راهنمايي خوبي بود
متشكرم
دمت گرم. گزارش جالبی بود. من امروز از درفک رسیدم!!
Post a Comment