Tuesday, March 10, 2009

آن جا که زمین به آسمان می پیوندد

سرانجام این سفر موج پیشرو به یتیم خانه ی روستای مومن آباد بم هم به پایان خودش رسید.
اما برای من این تفاوت رو داشت که این بار به لطف خدای خوبم در این سفر به عنوان مهمان، همراه گروه موج پیشرو بودم .
چند هفته پیش در یک وبگردی بطور اتفاقی، نوشته ی زیر رو که با کمی تغییر افعال در ادامه آوردم تو یه وبلاگ دیدم :
" ما آدمها هر کدوم چیزهایی رو که لازمه بدونیم، دیر یا زود یه جایی می فهمیم اما چه خوب میشد اگر که زودتر میخواستیم که بدونیم!
خیلی وقتها توی زندگی نقطه ای رو برای رسیدن تعیین میکنم، اما بعد از گذشت مدت زمانی مسیرمونو ازش منحرف میکنیم و اون نقطه همینطور رها میشه! ... خیلی وقتها توی زندگی از بدست آوردن موفقیت هایی که ممکنه هر کس دیگه ای رو شاد کنه، احساس شادی و پیروزی نمیکنیم! ... خیلی وقتها توی زندگی با وجودیکه همه تلاشمونو برای بدست آوردن چیزی یا کسی صرف میکنیم، نهایتاً اونو بدست نمیاریم! ... خیلی وقتها توی زندگی با داشتن امکانات زیاد به خوبی از اونها استفاده نمیکنیم و در نهایت فرصت ها رو از دست میدیم! خیلی وقتها توی زندگی ...
همه اینها از اونجایی سرچشمه میگیره که خیلی وقتها توی زندگی به دنبال چیزهایی هستیم که فقط میخواهیم بدست بیاریم در حالیکه ممکنه اون چیزها نیاز واقعی ما نباشن!! "

بارها برام پیش اومده که برنامه ای رو به پایان رسوندم و آخرش به خودم گفتم : خب ، حالا که چی ؟ و وقتی به عقب نگاه می کردم اون احساسی که باید رو نسبت به اون کار نداشتم، اصلا احساس خوبی وجود نداشت؛ اما سفر بم انگاری با همه ی اون ها فرق می کرد. اینو جدی می گم، با اطمینانی که کمتر در زندگیم سراغ داشتم و به اندازه سر سوزنی هم غلو نمی کنم. امروز تو راه تهران به رشت توی اتوبوس به این برنامه و حرف های نقل شده از اون بلاگر فکر کردم . بعد از پایان برنامه کاملا راضی و خوشحال بودم.
حالا دیگه مطمئنم که حضور در این فضا، نیاز واقعی من بود و لاغیر.

سعی کرده بودم در مورد این برنامه از قبل قضاوتی نداشته باشم اما با این حال هیچ فکرش رو نمی کردم که اینقدر فوق العاده باشه و اینقدر انرژی مثبت به وجود من تزریق کنه. فقط می تونم بگم که فوق العاده بود.
اون روزی که این نوشته پرویز رو خوندم خیلی برام جالب بود و کنجکاو برانگیز که مگه چی تو این سفر هست که پرویز حاضر نیست با هیچ چیز عوضش کنه و صبر کردم تا خودم از نزدیک تجربه کنم و حالا باید اعلام کنم که نه تنها می فهمم که پرویز چی می گفت بلکه خودم هم دقیقا همون احساس و نظر پرویز رو دارم. بنظرم عظمت این حس و انرژی رو نمیشه مکتوب کرد یا به تصویر کشید بلکه چیزیه که فقط باید از نزدیک تجربه کرد .

راستش رو بخواین قبل سفر خیلی استرس داشتم که چی می شه ؟ برخورد همراهانم چطور هست ؟ اینکه یه وقت نکنه خطا یا بدتر از اون اشتباهی ازم سربزنه اما خدا رو بارها شکر می کنم . بنظر می رسه همه ازم به عنوان یک تازه وارد راضی بودن .

از مهندس سعیدی عزیز ممنونم که به این بنده ی حقیر اعتماد کرد و اجازه داد که باهاشون بیام .

از بچه های فوق العاده موج پیشرو ممنونم که با آغوش باز ازم استقبال کردن و کاستی هام رو پوشش دادن .

واقعا امیدوارم که اثری از عصبانیتم برای رعایت ترتیب و نظم سر تقسیم هدایا، تو دل هیچ کدوم از بچه های یتیم خونه نمونده باشه .
و در آخر امیدوارم که لیاقتش رو داشته باشم و لطف خدا شامل حالم بشه و بتونم تو برنامه های آینده موج پیشرو حضور پیدا کنم.
یا حق

10 comments:

kaveh said...

سلام
صرف نظر از حرفای جالب و حسرت برانگیزت که اینجا نوشتی میخواستم یه چیزی بگم
اینکه: این چند روز من هم از خیلی چیزا
خیلی لذت بردم از جمله حضور صمیمی شما

امیدوارم بازهم حضور صمیمی ات رو تجربه کنم و بازهم ازش لذت ببرم

لذاتت مدام و بی خمار

سمیرا said...

ما تو گیلان یتیم خونه نداریم؟ یا شما به یتیم خونه های اینجا سر زدین بعد رفتین بم؟

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. نیست؟

maziar said...

گیلانی و کرمانی و تهرانی و سودانی و چینی و پرویی و ... چه فرقی داره ؟ همه مون انسان هستیم. انشالله فرصت و تواناییش دست بده و خدا قسمت کنه یه روزی برای این استانی که شما می گین هم این کار انجام بشه.اصلا اگه بشه خود شما که این حرف ها رو می زنین همت کنین و این کار رو انجام بدین بنده هم در خدمتتون برای کمک حاضرم. هر چند که الانش هم به اینجاها به نسبت مناطق محرومی مثل مومن آباد بم خوب می رسن .
البته می دونم که شما و دوستانتون که یه زمانی دوست من هم بودن مثل من فکر نمی کنین بنابراین ترجیح می دم این بحث همین جا تموم بشه.

Anonymous said...

chera man naboooooooooooodam? !!!

kash zood tar tasmim migereftam biam iran . yeho barnameye moje psihro az dastam dar raft . maziar , manam vaghean niaz dashtam be oon safar . ye jooraii fek mikonam ye vazife bood ke ada nakardamesh .

maziar said...

Age vaghean moshkelet vazifeh bud bayad begam keh zamine khoda mahsour be bam ya iran nist .
Mituni hamunja ham vazifeh ro adaa koni .

ُش said...

وقتی کامنت دونی رو باز می گذارید به افراد اجازه نظر دادن می دید. شکی نیست که نظر من با شما فرق می کنه .
در مورد دوست ها ی من که البته نمی دونم دوستهای شما هم هستن یا بودن راستش نفهمیدم چه ربطی به موضوع داشت
نه . من نظر شما رو اصلا قبول ندارم که به اینجا نسبت به جاهی دیگه بهتر می رسن و اوضاعشون بهتره.

فقط کافیه کمی از محل زندگیمون فاصله بگیریم. فقط کمی. شما می گید بم زلزله زده؟ من به شما می گم18 سال از زلزله رودبار می گذره هنوز ویرانی و مصیبتش پاک نشده. شکی نیست که همه انسانیم.اما به نظر شما وقتی دور و بر ما پر از افراد محتاجه رسیدن به
اونها واجبتر نیست؟
بخواهیم حتا از منظر سود و زیان هم بسنجیم این بیشتر به نفع ماست.چون سعی میشه افراد محروم را حمایت کرد که مشکلات بعدیش تو جامعه کمتر بشه .که ناهنجاریهای بعدی کمتر بشه.البته نه فقط کمک. منظورم کارهای ریشه و اساسی هست.

یه سوال؟ نه فقط ا ز شما بلکه از بقیه که اینجا رومی خونن. چند نفرشون می دونن پروزشگاهی رو که برای دخرتهای بی سرپرسته تو خیابان آزادگان(پهلو مدرسه بهشتی ) هست. چند نفرشما ها می دونین چند تا آسایشگاه سالمندان تو استان گیلانه؟
چند تا پرورشگاه تو استان گیلانه؟
بحث سر اینه که بم رو بر اثر تبلیغات زیاد انتخاب کردین و همین نزدیکیها رو نمی بینید.

به هر حال شما بحث رو منتفی اعلا م کرده بودید اما من به خودم این حق رو دادم که جواب شما روبدم.
این استانی که شما می گین استان شما هم هست. یه چیز مثل بم. بر طبق نظر مشا نباید فرقی داشته باشه اما شما میگین این استانی که ...

Samira said...

نویسنده کامنت قبلی من بودم.

کاوه said...

مازیار جان سلام
من یه چند تا سوال داشتم !

1- شما کار بدی کردی برای دل خودت یه سفر انجام دادی ؟
2- شما برای همه ی سفر های دیگه ای هم که رفته بودی همین قدر مجبور بودی جواب پس بدی؟
3- اصولا اگه یکی یه کاری واسه دل خودش میکنه باید محاکمه بشه ؟
4- در عالم فقط شما میتونستی کاری انجام بدی ؟ کس دیگه ای نمیتونه کاری بکنه ؟ واسه همین هم باید شما رو هدایت کنن اون کاری که از نظرشون درسته رو انجام بدین ؟
5- و اینکه شما دقیقا چه کار بدی انجام دادی که فتوای حرام بودن کارت رو صادر میکنن ؟
6- و سوال آخر اینکه من اگر فکر میکنم کاری درسته چرا باید یکی دیگر رو مجبور کنم اون کار رو انجام بده ؟ خودم معلولم ؟

امین ثنائی مقدم said...

همه انسان هستن اما بعضی ها از بعضی ها انسان ترن

maziar said...

ایول خداییش کف کردم. چقدر کامنت !
:-D
یه ضرب المثلی هست که می گه :
کسی را که خواب است، می توان بیدار کرد . اما کسی که خود را به خواب زده نمی توان بیدار کرد

انشالله که همه ی ما خواب باشیم نه اینکه خودمون رو به خواب زده باشیم و باز هم انشاالله که عنایتی بشه و از این خواب دربیاییم
بیش تر از این حرفی ندارم. هر چی که لازم بود گفتم