
Sunday, November 30, 2008
Saturday, November 29, 2008
Thursday, November 27, 2008
Wednesday, November 26, 2008
چشم انداز

قیمت تصاویر ارائه شده در اکسپوی عکس ایران از 100 هزار تومن شروع و به 5 میلیون تومن می رسید و عباس کیارستمی هم قیمتی برای آثارش نذاشته بود . اونچه مسلم بود حضور و قیمت آثار ارائه شده بجای اینکه تابع محتوا و تکنیک و خلاقیت عکاس باشد تابع قدرت نام ها بود...
اگر نسبت به سینمای عباس کیارستمی مشکوک هستین یا کلا دوست دارین بدونین آیا آثار کیارستمی واقعا ارزش این همه تو بوق و کرنا رفتن و مطرح شدن رو دارن یا نه و علت این استقبال غربی ها از آثارش چیه،پیشنهاد می کنم کتاب پاریس-تهران که دیالوگ هایی از مازیار اسلامی و مراد فرهادپور رو شامل میشه بگیرین و بخونین. این دو نفر نقدی فلسفی اجتماعی هنری و... تند و کاملا مستدل و بزبون خودمانی تر استخون دار به سینمای کیارستمی تو این کتاب دارن و کلا حسابی کیارستمی رو شستن ! البته بقیه ی سینماگرای مطرح ایرانی رو هم بی نصیب نذاشتن. حالا یکی بگه من رو سنن ؟!
Friday, November 21, 2008
Tuesday, November 18, 2008
ریشه هایش در آسمان

اول از همه نوشته ی نوید در اینجا و اون یکی جا رو بخونین.
اگه این نوشته و اشاره ام به حضور غیر قابل قبول سینماگران در نمایشگاه عکس موزه هنرهای معاصر(چشم درون) رو خونده باشین و حالا این خبر رو هم بخونین می بینین که انگاری این پسره مازیار پر بیراه هم نگفته ها !
دارم برای خرید یه GPS دستی و هود و ریموت برای دوربین عکاسی به تهران میرم(آخه، پولدار شدم، پول رو هم باید خرج کرد دیگه) و این ها بهانه ای میشه برای بازدید از اولین و البته به اعتقاد بعضی ها دومین اکسپوی عکس ایران در فرهنگستان هنر یا همون موسسه فرهنگی و هنری صبا نزدیک میدون فلسطین اول خیابون مظفر .
اگه تهران هستین و کمی اهل حال، سری به این نمایشگاه و فروشگاه بزرگ عکس با حضور 290 عکاس بزنین. جمعه آخرین روز نمایشگاه هست.
ساختمان موسسه صبا رو میرحسین موسوی نخست وزیر اسبق ایران طراحی کرده. معماریش بنظرم خیلی خشک و یکنواخت هست و بنظرم این معماری یه افتضاح واقعی برای بزرگترین مجموعه گالری ایران به حساب میاد. برخلاف ساختمان موزه هنرهای معاصر ایران که کنار پارک لاله هست. معمار این ساختمان کامران دیبا برادر زن محمد رضا شاه بود. در این بنا از معماری بادگیرهای کویر ایران استفاده شده و یک معماری کاملا مدرن داره که نمونه ای از اون رو میتونین تو حیاط کوچیک میانیش که دقیقا یک خط قرینه رو میشه بهش برازش داد ببینین. یا دیوارهای داخلی بتونی و از همه فوق العاده تر تغییر ارتفاع فاحشی هست که متوجه نمیشین کی اتفاق افتاده !
از رو این حرفا میشه یه تحلیلی هم کرد...
راستی، اگه یه روزی تو یه جلسه کاری توی این مملکت گل و بلبل یکی بهتون گفت: تو خیلی خیلی خوبی، یعنی :
1- تو یه هالوی بزرگی
2- تو یه احمق تمام عیاری
3- تو خیلی ک..خلی
جوابم به این جمله یه لبخند تلخ بود.
بقول باکلاس هاش تلخ تر از اسپرسو
و به قول بی کلاس هاش تلخ تر از ک..و..ن خیار !
D-:
اگه این نوشته و اشاره ام به حضور غیر قابل قبول سینماگران در نمایشگاه عکس موزه هنرهای معاصر(چشم درون) رو خونده باشین و حالا این خبر رو هم بخونین می بینین که انگاری این پسره مازیار پر بیراه هم نگفته ها !
دارم برای خرید یه GPS دستی و هود و ریموت برای دوربین عکاسی به تهران میرم(آخه، پولدار شدم، پول رو هم باید خرج کرد دیگه) و این ها بهانه ای میشه برای بازدید از اولین و البته به اعتقاد بعضی ها دومین اکسپوی عکس ایران در فرهنگستان هنر یا همون موسسه فرهنگی و هنری صبا نزدیک میدون فلسطین اول خیابون مظفر .
اگه تهران هستین و کمی اهل حال، سری به این نمایشگاه و فروشگاه بزرگ عکس با حضور 290 عکاس بزنین. جمعه آخرین روز نمایشگاه هست.
ساختمان موسسه صبا رو میرحسین موسوی نخست وزیر اسبق ایران طراحی کرده. معماریش بنظرم خیلی خشک و یکنواخت هست و بنظرم این معماری یه افتضاح واقعی برای بزرگترین مجموعه گالری ایران به حساب میاد. برخلاف ساختمان موزه هنرهای معاصر ایران که کنار پارک لاله هست. معمار این ساختمان کامران دیبا برادر زن محمد رضا شاه بود. در این بنا از معماری بادگیرهای کویر ایران استفاده شده و یک معماری کاملا مدرن داره که نمونه ای از اون رو میتونین تو حیاط کوچیک میانیش که دقیقا یک خط قرینه رو میشه بهش برازش داد ببینین. یا دیوارهای داخلی بتونی و از همه فوق العاده تر تغییر ارتفاع فاحشی هست که متوجه نمیشین کی اتفاق افتاده !
از رو این حرفا میشه یه تحلیلی هم کرد...
راستی، اگه یه روزی تو یه جلسه کاری توی این مملکت گل و بلبل یکی بهتون گفت: تو خیلی خیلی خوبی، یعنی :
1- تو یه هالوی بزرگی
2- تو یه احمق تمام عیاری
3- تو خیلی ک..خلی
جوابم به این جمله یه لبخند تلخ بود.
بقول باکلاس هاش تلخ تر از اسپرسو
و به قول بی کلاس هاش تلخ تر از ک..و..ن خیار !
D-:
Sunday, November 16, 2008
Friday, November 14, 2008
Thursday, November 13, 2008
ایستگاه
Wednesday, November 12, 2008
آبشار و مه
امشب مهمون داشتیم، مدتها بود این همه مزخرف رو یه جا نشنیده بودم. وای که این ها چقدر چرت و پرت گفتن .
Tuesday, November 11, 2008
Monday, November 10, 2008
فاصله
می بینی
می بینی چه فاصله ای میان تن هایمان سایه افکنده
نه شاخه هامان و نه حتی ریشه هامان هرگز بهم نخواهند رسید
و هرگز در آغوش هم به اوج آسمان ها معراج نخواهیم کرد
از دفترچه ی خاطرات یک درخت
Saturday, November 8, 2008
Wednesday, November 5, 2008
Monday, November 3, 2008
گزارش تصویری از جشن تیرمه سینزه در رامسر
" تو بهت دن، ام پرمارشن، دیبار دیبار، خیلی رسم رسوم دشتن، جشن خیلی گیتن.
امجال آدم خیلی کم ب ، "اتول" و "بالانم" در نماب، وخ دشتن، رسم رسوم بجا هردن، ام، الان دنیا وگرس، رسم رسوم امرر یداش، مثل :
نوروز خونی – مرغنه جنگ – آینه مچد گل کار و ...
دنیم آداب رسوم ام "سجل" حساب بون، حفظ و ید دشتن آن باعث هم دلی و هم زونی ویشتر مردم وکن . "
نیم ساعت از نیمه شب گذشته، تک و تنها کنار میدون اصلی کوچیک رامسر منتظر خودروهای عبوری احتمالی به مقصد رشت وایسادم. سکوت شب روی شهر سایه انداخته، پرنده هم پر نمی زنه. تو سورت سرمایی که به مغز استخونم سرایت کرده از خودم می پرسم آیا حضور در مراسم تیرماه سیزده ارزشش رو داشت که از رشت بکوبم و به رامسر بیام و حالا این ساعت شب تو این سرما در برزخ گیر آوردن یک ماشین برای برگشت گرفتار بشم ؟
جواب مثبت هست.
ارزشش رو داشت. حتی اگه تا صبح هم ماشین گیرم نیاد، حتی اگه تو این سرما تلف بشم باز هم ارزشش رو داشت.
""" به نظر می رسد جشن تیرمه سینزده که مردم گیلان و مازندران به انجام آن مبادرت می ورزند، ریشه در یکی از آیین های کهن ایران باستان داشته باشد. اجداد و نیاکان ما، بجز جشن نوروز، جشن مهرگان، جشن سده و ... جشن دیگری داشتند که به آن جشن تیرگان می گفتند. در کتاب "آثارالباقیه" اثر ارزشمند ابوریحان بیرونی، علت و زمان پیدایش جشن تیرگان را به پرتاب تیر توسط قهرمان اسطوری ایران، آرش کمانگیر نسبت داده اند. چنین آورده لند که بعد از سالها جنگ و درگیری بین منوچهر پادشاه ایران و افراسیاب پادشاه توران، صلح برقرار گردید، با این شرط که قرار شد افراسیاب به اندازه پرتاب یک تیر، سرزمین خود را به منوچهر واگذارد. آرش، قهرمان ملی ایرانیان داوطلب پرتاب این تیر می گردد و او در وقت طلوع آفتاب و از ستیغ کوه های مازندران و با تمام توان و نیروی خویش، تیر را به طرف مشرق زمین رها می سازد و جان خویش را در راه سرافرازی میهن فدا می کند. چند روز بعد تیر او را در ماوراء النهر در کنار آمودریا بر روی تنه پهناور درخت گردویی پیدا می کنند و از آن روز به بعد، آنجا را مرز ایران و توران نامیدند و ایرانیان قدرشناس و میهن پرست، به یاد فداکاری آرش که برای عظمت ایران، جان خویش را ایثار کرده بود هر ساله در روز سیزدهم تیرماه دیلمی دور هم جمع می شدند و جشن و شادمانی برپا می کردند و آن آئین کهن و دیرین، در طی چند هزار سال از نسلی به نسل دیگر منتقل گردید و در طی گردش روزگار تغییراتی در آن پدید آمد تا به ما رسید.
"تیرمه سینزه" در ماه چهارم گالشی یعنی تیرماه طبری برگزار می شود و چون این جشن در شب سیزدهم از تیرماه گالشی برپا می گردد لذا به آن "تیرمه سینزه" می گویند.
در گذشته رسم بر این بود که مردم هر روستا یا محله از روز قبل خود را برای جشن آماده کرده و هر چند خانواده همسایه و فامیل به منزل یکی از خانواده ها که شاخص تر باشد می روند در این شب همه خانواده ها زودتر از شب های دیگر شام می خورند و به خانه ای که از قبل به عنوان میزبان تعیین شده میروند. خانواده ی میزبان هم با میوه و چای و شیرینی خانگی و تنقلات دیگر از مهمانان پذیرایی می کند.
در این جشن مردان و زنان، بخصوص دختران جوان حضور فعال دارند. پسر یک خانواده بهنگام غروب بصورت مخفیانه ظرف آبی را از خانه یکی از همسایگان می دزدد و بهمراه پسر دیگری از خانواده ای دیگر به چشمه رفته و آن را از آب پر کرده و به منزل می آورند.
پس از این که همه مهمانان جمع شدند کوزه یا ظرف آب مسی را که به آن "ایورخ" می گویند در وسط اتاق قرار داده و زنان و مردان هر یک نیت می کنند و نشانه هایی مثل انگشتر، النگو، گوشواره، سنجاق قفلی و ... را در داخل ظرف آب انداخته و دور آن می نشینند.
ظرف آب محتوی اشیاء نیت شده را در میان می نهند و دختر نابالغی را بر می گزینند و در کنار ظرف آب می نشانند. مراسم آغاز می شود و طبری خوان ( رباعی خوان ) که باید به تعداد شرکت کنندگان در جشن، دست کم یک دوبیتی بخواند شروع به خواندن می کند. بیشتر اشعاری که در این مراسم خوانده می شود منسوب به "امیر پازواری" عارف دلسوخته ی قرن نهم مازندران است.
در این جشن بجز اشعار امیر پازواری، دو بیتی های باباطاهر و رباعیات خیام و اشعار و سروده های شاعران محلی نیز خوانده می شود.
هر بار که طبری خوان یک رباعی می خواند، دخترک دست خویش را در ظرف آب فرو می برد و یکی از اشیای درون آن را برمی دارد. به هنگام خواندن رباعی همه بدقت به معنی و مفهوم آن گوش فرامی دهند و پس از این که شیئ از ظرف بیرون آورده شد به همه نشان می دهند. صاحب شیئ با توجه به نیتی که کرده بود و شعری که قبل از بیرون آوردن نشانه او خوانده شد می فهمد که آیا به آرزوی خویش خواهد رسید یا نه ؟!
طبری خوان آن قدر رباعی و شعر طبری می خواند تا همه ی اشیاء درون ظرف یکی یکی بیرون آورده شود تا افرادی که نیت کرده اند بدانند که آیا نیت آنان برآورده خواهد شد؟ لذا این مراسم تا دیروقت ادامه می یابد و همزمان نیز توسط صاحبخانه پذیرایی می شوند و در نیمه شب با شادی و خوشحالی جشن را به پایان رسانیده و راهی خانه های خود می گردند. هر چند ساکنین مناطق شهری در شمال کشور این مراسم را بندرت انجام می دهند ولی در میان روستائیان جنگل نشین و کوه نشین شاهد اجرای وسیع تر این جشن هستیم. """
تهیه و تدوین پیشنیه مراسم : عیسی خاتمی ( دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامسر )
ساعت 8 شب یکشنبه 12 تیرماه 1582 دیلمی (گالشی – طبری) برابر با 12 آبان ماه 1387 هجری خورشیدی مراسم تیرمه سینزه در سالن هتل رستوران خلج (خلیج) واقع در انتهای خیابان طالقانی شهرستان رامسر برگزار شد.
این مراسم که سال گذشته برای اولین بار به همت و هزینه ی شخصی آقای میثم نوائیان از اهالی فرهنگ دوست رامسر و کارشناس میراث فرهنگی در منزل شخصیشان در رامسر برگزار شده بود این بار توسط آقای نواییان و انجمن دوستداران میراث فرهنگی سخت سر(رامسر) و به هزینه ی آقای خلج صاحب هتل رستوران خلج و رستوران خلیج رامسر برگزار شد. از گیلان آقایان بشری، جکتاجی و عباسی دعوت بودند که هر کدام بنا به مشکلی که برایشان پیش آمده بود موفق به حضور در مراسم نشدند. بنده هم به لطف آقای نوائیان با وجود جای کم در این مراسم حضور پیا کردم که جا داره ازشون بابت همه چیز تشکر کنم.
تصاویر و شرح مختصر برنامه در ادامه آورده شده :

امجال آدم خیلی کم ب ، "اتول" و "بالانم" در نماب، وخ دشتن، رسم رسوم بجا هردن، ام، الان دنیا وگرس، رسم رسوم امرر یداش، مثل :
نوروز خونی – مرغنه جنگ – آینه مچد گل کار و ...
دنیم آداب رسوم ام "سجل" حساب بون، حفظ و ید دشتن آن باعث هم دلی و هم زونی ویشتر مردم وکن . "
نیم ساعت از نیمه شب گذشته، تک و تنها کنار میدون اصلی کوچیک رامسر منتظر خودروهای عبوری احتمالی به مقصد رشت وایسادم. سکوت شب روی شهر سایه انداخته، پرنده هم پر نمی زنه. تو سورت سرمایی که به مغز استخونم سرایت کرده از خودم می پرسم آیا حضور در مراسم تیرماه سیزده ارزشش رو داشت که از رشت بکوبم و به رامسر بیام و حالا این ساعت شب تو این سرما در برزخ گیر آوردن یک ماشین برای برگشت گرفتار بشم ؟
جواب مثبت هست.
ارزشش رو داشت. حتی اگه تا صبح هم ماشین گیرم نیاد، حتی اگه تو این سرما تلف بشم باز هم ارزشش رو داشت.
""" به نظر می رسد جشن تیرمه سینزده که مردم گیلان و مازندران به انجام آن مبادرت می ورزند، ریشه در یکی از آیین های کهن ایران باستان داشته باشد. اجداد و نیاکان ما، بجز جشن نوروز، جشن مهرگان، جشن سده و ... جشن دیگری داشتند که به آن جشن تیرگان می گفتند. در کتاب "آثارالباقیه" اثر ارزشمند ابوریحان بیرونی، علت و زمان پیدایش جشن تیرگان را به پرتاب تیر توسط قهرمان اسطوری ایران، آرش کمانگیر نسبت داده اند. چنین آورده لند که بعد از سالها جنگ و درگیری بین منوچهر پادشاه ایران و افراسیاب پادشاه توران، صلح برقرار گردید، با این شرط که قرار شد افراسیاب به اندازه پرتاب یک تیر، سرزمین خود را به منوچهر واگذارد. آرش، قهرمان ملی ایرانیان داوطلب پرتاب این تیر می گردد و او در وقت طلوع آفتاب و از ستیغ کوه های مازندران و با تمام توان و نیروی خویش، تیر را به طرف مشرق زمین رها می سازد و جان خویش را در راه سرافرازی میهن فدا می کند. چند روز بعد تیر او را در ماوراء النهر در کنار آمودریا بر روی تنه پهناور درخت گردویی پیدا می کنند و از آن روز به بعد، آنجا را مرز ایران و توران نامیدند و ایرانیان قدرشناس و میهن پرست، به یاد فداکاری آرش که برای عظمت ایران، جان خویش را ایثار کرده بود هر ساله در روز سیزدهم تیرماه دیلمی دور هم جمع می شدند و جشن و شادمانی برپا می کردند و آن آئین کهن و دیرین، در طی چند هزار سال از نسلی به نسل دیگر منتقل گردید و در طی گردش روزگار تغییراتی در آن پدید آمد تا به ما رسید.
"تیرمه سینزه" در ماه چهارم گالشی یعنی تیرماه طبری برگزار می شود و چون این جشن در شب سیزدهم از تیرماه گالشی برپا می گردد لذا به آن "تیرمه سینزه" می گویند.
در گذشته رسم بر این بود که مردم هر روستا یا محله از روز قبل خود را برای جشن آماده کرده و هر چند خانواده همسایه و فامیل به منزل یکی از خانواده ها که شاخص تر باشد می روند در این شب همه خانواده ها زودتر از شب های دیگر شام می خورند و به خانه ای که از قبل به عنوان میزبان تعیین شده میروند. خانواده ی میزبان هم با میوه و چای و شیرینی خانگی و تنقلات دیگر از مهمانان پذیرایی می کند.
در این جشن مردان و زنان، بخصوص دختران جوان حضور فعال دارند. پسر یک خانواده بهنگام غروب بصورت مخفیانه ظرف آبی را از خانه یکی از همسایگان می دزدد و بهمراه پسر دیگری از خانواده ای دیگر به چشمه رفته و آن را از آب پر کرده و به منزل می آورند.
پس از این که همه مهمانان جمع شدند کوزه یا ظرف آب مسی را که به آن "ایورخ" می گویند در وسط اتاق قرار داده و زنان و مردان هر یک نیت می کنند و نشانه هایی مثل انگشتر، النگو، گوشواره، سنجاق قفلی و ... را در داخل ظرف آب انداخته و دور آن می نشینند.
ظرف آب محتوی اشیاء نیت شده را در میان می نهند و دختر نابالغی را بر می گزینند و در کنار ظرف آب می نشانند. مراسم آغاز می شود و طبری خوان ( رباعی خوان ) که باید به تعداد شرکت کنندگان در جشن، دست کم یک دوبیتی بخواند شروع به خواندن می کند. بیشتر اشعاری که در این مراسم خوانده می شود منسوب به "امیر پازواری" عارف دلسوخته ی قرن نهم مازندران است.
در این جشن بجز اشعار امیر پازواری، دو بیتی های باباطاهر و رباعیات خیام و اشعار و سروده های شاعران محلی نیز خوانده می شود.
هر بار که طبری خوان یک رباعی می خواند، دخترک دست خویش را در ظرف آب فرو می برد و یکی از اشیای درون آن را برمی دارد. به هنگام خواندن رباعی همه بدقت به معنی و مفهوم آن گوش فرامی دهند و پس از این که شیئ از ظرف بیرون آورده شد به همه نشان می دهند. صاحب شیئ با توجه به نیتی که کرده بود و شعری که قبل از بیرون آوردن نشانه او خوانده شد می فهمد که آیا به آرزوی خویش خواهد رسید یا نه ؟!
طبری خوان آن قدر رباعی و شعر طبری می خواند تا همه ی اشیاء درون ظرف یکی یکی بیرون آورده شود تا افرادی که نیت کرده اند بدانند که آیا نیت آنان برآورده خواهد شد؟ لذا این مراسم تا دیروقت ادامه می یابد و همزمان نیز توسط صاحبخانه پذیرایی می شوند و در نیمه شب با شادی و خوشحالی جشن را به پایان رسانیده و راهی خانه های خود می گردند. هر چند ساکنین مناطق شهری در شمال کشور این مراسم را بندرت انجام می دهند ولی در میان روستائیان جنگل نشین و کوه نشین شاهد اجرای وسیع تر این جشن هستیم. """
تهیه و تدوین پیشنیه مراسم : عیسی خاتمی ( دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی رامسر )
ساعت 8 شب یکشنبه 12 تیرماه 1582 دیلمی (گالشی – طبری) برابر با 12 آبان ماه 1387 هجری خورشیدی مراسم تیرمه سینزه در سالن هتل رستوران خلج (خلیج) واقع در انتهای خیابان طالقانی شهرستان رامسر برگزار شد.
این مراسم که سال گذشته برای اولین بار به همت و هزینه ی شخصی آقای میثم نوائیان از اهالی فرهنگ دوست رامسر و کارشناس میراث فرهنگی در منزل شخصیشان در رامسر برگزار شده بود این بار توسط آقای نواییان و انجمن دوستداران میراث فرهنگی سخت سر(رامسر) و به هزینه ی آقای خلج صاحب هتل رستوران خلج و رستوران خلیج رامسر برگزار شد. از گیلان آقایان بشری، جکتاجی و عباسی دعوت بودند که هر کدام بنا به مشکلی که برایشان پیش آمده بود موفق به حضور در مراسم نشدند. بنده هم به لطف آقای نوائیان با وجود جای کم در این مراسم حضور پیا کردم که جا داره ازشون بابت همه چیز تشکر کنم.
تصاویر و شرح مختصر برنامه در ادامه آورده شده :



آقای میثم نوائیان که در برنامه ی دیرون نقش مجری را هم در کنار سایر امور بر عهده داشتند
.
انداختن انگشتری و دسته کلید پس از نیت کردن در آفتابه ی آب

بیرون کشیدن انگشتری ها از ظرف در حین طبری خوانی و بازگردان به صاحبانشان
گروه طبری خوانی

سالن، گنجایش جمعیت چند صد نفری که با وجود تاکید فراوان، اکثرا دوستان و خانواده شان را به همراه آورده بودن را نداشت.

صفرعلی رمضانی و کمانچه ی پنج سیم اش


ناصر وحدتی وقتی چشمهایش را می بندد و می خواند می توان نت های موسیقی و تمام عمق ترانه را در پیچ و خم و بلندی ها و گودهای چهره اش خواند. لطیفه های فولکلوریک اش هم لبخند را میهمان لب هایمان کرد. آن طور می گفت فصد دارد بصورت کتابی منتشرشان کند.

خلعتبری با شعرهای زیبایش حضار را به وجد آورد.

پیرمرد، فکر کنم اسمش غلامحسین بود، با قدی که به زحمت به یک و متر و نیم می رسید و آن ویولون رنگ و رو رفته با جعبه ی پوسیده اش، تلخ ترین لحظه ی دیشب برایم او بود. ( خودمونیم، عجب پرتره ای گرفتم ! )
(برای مشاهده ی تصاویر در قطع اصلی بر رویشان کلیک کنید.)
مازیار سیدنژاد- 12 آبان 1387
Subscribe to:
Posts (Atom)



















